تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱۱ | ۸:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : علیرضا قاسمی راوندی

دو بار در خانه قدیمیمان تا نزدیکی مرگ پیش رفتم که بار اول آن زیر سن ده سالگی بود . برف سنگینی آمده بود و مرحوم پدرم برای پارو کردن برف به پشت بام رفته بود . رفتن به روی پشت بام توسط نردبانی چوبی انجام میشد که به دلیل ارتفاع بام و دسترسی به آن لازم بود قدری رک بایستد . خوب یادم هست که به این موضوع آگاهی کامل داشتم و جانب احتیاط را رعایت میکردم ، اما وقتی به نزدیکی لبه ی بام رسیدم بدون آنکه حرکتی داشته باشم ناگهان نردبان از دیوار فاصله گرفت و عمودی ایستاد و در همان لحظه صدای مادرم را شنیدم که با فریاد بلندی گفت : یا اباالفضل و در همان لحظه نردبان به حالت اولیه خود باز گشت و من از روی آن به پشت بام رفته و به عشق پارو کردن برف به آنجا رسیدم . از دید خودم این اولین باری بود که تا نزدیکی مرگ پیش رفتم و این نزدیکی پنج ، شش باری اتفاق افتاد که تصمیم دارم برای دوستداران بنویسم .



  • قیمت سکه
  • میهن صدا
  • ضایعات