تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱٦ | ٧:۱٧ ‎ق.ظ | نویسنده : علیرضا قاسمی راوندی

چند سال بعد که در سنین همین عکس نوجوانیم بودم داخل حوض قدیمی که در وسط حیات خانه مان بود رفته بودم ، با توجه به اینکه شنا بلد نبودم دست خودم را به لبه ی پاشویه میگرفتم و داخل آب فرو رفته و در میآمدم . اهالی خانه و مرحوم داماد بزرگمان همگی در اطاقی در انتهای راهرو منزل نشسته  و گرم گفتگو بودند . همینطور که از روی کودکی مشغول بازی بودم ناگهان دستم از روی پاشویه لیز خورد و به وسط حوض رفتم . چند بار در آب فرو رفته و هر بار که بالا میآمده به قصد ردخواست کمک دهانم را که باز میکردم مقداری آب خورده و دوباره فرو میرفتم . ناگهان خواهرم را که چند سالی از خودم بزرگتر بود دیدم که روی پله راهرو ایستاده و دست میزند و تکرار میکند که ، علیرضا داره شنا میکنه . با شنیدن این کلمات دیگر ناامید شدم و با بیهوشی آماده رفتن به آن دنیا شدم . وقتی به هوش امدم متوجه شدم که دامادمان مرا سر و ته کرده و تکان میدهد تا آبهایی که خورده ام را خارج کند . اینهم بود ماجرای دومین گذر از مرگ که هرچه جلو تر برویم هیجان انگیز تر خواهد شد و تمامی اینها این سؤال را برایم بر خواهد انگیخت که برای چه ماندم .



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/۱۱ | ۸:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : علیرضا قاسمی راوندی

دو بار در خانه قدیمیمان تا نزدیکی مرگ پیش رفتم که بار اول آن زیر سن ده سالگی بود . برف سنگینی آمده بود و مرحوم پدرم برای پارو کردن برف به پشت بام رفته بود . رفتن به روی پشت بام توسط نردبانی چوبی انجام میشد که به دلیل ارتفاع بام و دسترسی به آن لازم بود قدری رک بایستد . خوب یادم هست که به این موضوع آگاهی کامل داشتم و جانب احتیاط را رعایت میکردم ، اما وقتی به نزدیکی لبه ی بام رسیدم بدون آنکه حرکتی داشته باشم ناگهان نردبان از دیوار فاصله گرفت و عمودی ایستاد و در همان لحظه صدای مادرم را شنیدم که با فریاد بلندی گفت : یا اباالفضل و در همان لحظه نردبان به حالت اولیه خود باز گشت و من از روی آن به پشت بام رفته و به عشق پارو کردن برف به آنجا رسیدم . از دید خودم این اولین باری بود که تا نزدیکی مرگ پیش رفتم و این نزدیکی پنج ، شش باری اتفاق افتاد که تصمیم دارم برای دوستداران بنویسم .



تاريخ : ۱۳٩۱/۸/٤ | ٧:۳٢ ‎ق.ظ | نویسنده : علیرضا قاسمی راوندی

چند سال قبل که ایرانسل پیش شماره ی 0935 را با 0936 ادامه داد ، در انتظار 0938 بودم تا خط همراه مشابه تلفن ثابتمان را تهیه کنم اما بعد از اینکه ایرانسل فروش این پیش شماره را انتخابی ننمود تصمیم گرفتم که این طرح را به آنها بدهم . ماجراهایی داشتیم بر سر ارائه این طرح با ایرانسل و همراه اول که حدس زدن آنها کار سختی نیست و فروش خطوط آنها از این طریق ، بعد از زمانی بود طرح را به آنها دادم . بعد از این وقت گذرانی های بی نتیجه و در ادامه آن ، به این فکر افتادم که استفاده کنندگان از موبایل با فشردن کلمات فارسی شماره گیری نمایند و به این ترتیب کلمات بسیاری با پیش شماره صفر و یا یکی دو عدد بعد از آن شماره میشد ، البته یادداشتهای آن روزهایم نمیدانم  کجاست اما خوب به خاطر دارم که با پیش شماره صفر ، قائم آل محمد ( عج ) و قافله سالار هر کدام یک شماره کامل میشدند اما بعد از مدتی متوجه شدم که علائم فارسی روی گوشی های تلفن همراه به دو صورت حک گردیده و این امر این طرح را غیر قابل اجرا میکرد . بعد از ان فکر کردم که از حروف انگلیسی که روی همه گوشیها به یک صورت حک شده بود بهره بگیریم که با ارائه این طرح به اپراتور سوم متوجه شدم که این طرح در خارج از کشور مورد توجه قرار گرفته و از آن استفاده میشود . 



  • قیمت سکه
  • میهن صدا
  • ضایعات